داستان الف ب
داستان ما از جایی آغاز شد که دیگر نتوانستیم چشم بر واقعیتی تلخ ببندیم. در سفرها، بازدیدها و گفتگوهایمان با معلمان و دانشآموزان، شکاف عمیق و نابرابری آشکار در کیفیت آموزش میان مدارس کشور را دیدیم. مدارسی که در مناطق کمبرخوردار قرار دارند، کلاسهایی که گاه بدون امکانات اولیه برگزار میشوند، و کودکانی که تنها به دلیل محل تولدشان از فرصت یادگیریِ باکیفیت محروم میمانند.
این مشاهدات برای ما فقط «داده» یا «آمار» نبود؛ زخمی بود بر وجدانمان. پرسشی در درونمان شکل گرفت: ما، در برابر این وضعیت چه میتوانیم بکنیم؟ پاسخش را در جایی یافتیم که شاید ساده به نظر برسد، اما از نظر ما بنیادیترین نقطهی تغییر است: آموزش معلمان ابتدایی.
ما باور داریم که معلم، قلب تپندهی هر نظام آموزشی است. کیفیت آموزش در کلاس درس، بیش از هر چیز به میزان توانمندی، بینش و نگرش معلم بستگی دارد. اگر او بیاموزد چگونه بیندیشد، چگونه الهامبخش باشد و چگونه یادگیری را به تجربهای انسانی بدل کند، هر کودکی میتواند شکوفا شود.
از همین باور، «مدرسه معلمی الفب» متولد شد؛ تلاشی جمعی برای تقویت پایههای یادگیری در نخستین سالهای تحصیل. ما این مسیر را با رویایی روشن آغاز کردیم: اینکه هیچ کودکی در ایران، به خاطر شرایط اقتصادی یا جغرافیایی، از حق آموزش رایگان و باکیفیت محروم نماند.
ما با طراحی برنامههای آموزشی نوین، کارگاههای مهارتافزایی، و همراهی اندیشمندان و مربیان برجسته، به توانافزایی معلمان میپردازیم تا آنان بتوانند با نگاهی تازه، روشهایی انسانیتر و مؤثرتر در کلاس درس بهکار گیرند.
این راه، آسان نیست. اما هر گامی که در کنار معلمان و حامیان دلسوز برمیداریم، ما را به رؤیایمان نزدیکتر میکند: آیندهای که در آن، هر کودک ایرانی فرصت شکوفایی، یادگیری و امید داشته باشد.
«مدرسه معلمی الفب» فقط یک نهاد آموزشی نیست؛ حرکتی است برای بازآفرینی ایمان به آموزش، و دعوتی برای همهی کسانی که هنوز باور دارند تغییر از یک کلاس کوچک آغاز میشود.