آموزش در سایه جنگ؛ بررسی پروژه «معلمی در بحران» و اهمیت حفظ ارتباط با دانشآموزان
وقوع بحرانهای ناگهانی، ساختارهای بنیادین جامعه را با چالشهای جدی مواجه میکند و در این میان، نهاد آموزش یکی از آسیبپذیرترین بخشهاست. از صبح روز ۹ اسفند ۱۴۰۴، با آغاز بمباران هوایی تهران و شروع جنگی که حدود ۴۰ روز به طول انجامید، کشور در وضعیتی اضطراری و نامعلوم قرار گرفت. در این شرایط ملتهب، بدیهیترین اتفاق، تعلیق و توقف برنامههای آموزشی بود؛ کما اینکه کلاسهای هفته چهارم مدرسه معلمی الفب نیز به دلیل وضعیت اضطراری و درگیری تسهیلگران و همکاران به حالت تعلیق درآمد.
اما آیا توقف آموزش فیزیکی به معنای توقف رسالت معلمی است؟ در اینجا به بررسی عمیق طرح «معلمی در بحران» میپردازیم؛ پروژهای که با هدف حفظ زنجیره اتصال با معلمان و تسهیلگران در شرایط جنگی طراحی و اجرا شد. در ادامه، ضمن معرفی رسالتهای مدرسه معلمی الفب، به اهمیت حیاتی حفظ ارتباط در شرایط بحرانی، چالشهای پیشرو و دستاوردهای این طرح خواهیم پرداخت.
مدرسه معلمی الفب: زیستن قصههای تازه در مسیر آموزش
برای درک بهتر ابعاد این پروژه، ابتدا لازم است با مجری طرح، مدرسه معلمی الفب آشنا شویم. مدرسه معلمی الفب (با نشانی اینترنتی alefb.ir) یک نهاد تخصصی در زمینه توانافزایی و آموزش معلمان است. الفب با بهرهگیری از شبکهای از تسهیلگران متخصص و با تجربه، تلاش میکند تا با ارائه آموزشهای نوین، رویکردها و قصههای تازهای را در فضای آموزشی کشور رقم بزند. فعالیتهای مدرسه معلمی الفب با حمایت خیرین و دغدغهمندان ایرانی پیش میرود که نشاندهنده پیوند عمیق مسئولیتپذیری اجتماعی با توسعه آموزشی در این ساختار است. پروژه «معلمی در بحران» با حمایت و همکاری «موسسه خیریه مهرگیتی» اجرا شد.
رسالت الفب تنها به انتقال مفاهیم تئوریک محدود نمیشود؛ بلکه خلق شبکهای از آموزگاران دغدغهمند و توانمندسازی آنان برای مواجهه با واقعیتهای پیچیده کلاس درس، هدف غایی این مجموعه است. دقیقاً بر پایه همین دغدغهمندی بود که تنها حدود یک هفته پس از آغاز جنگ و پس از بازیابی نسبی توان عملیاتی، ایده برقراری ارتباط مجدد با معلمان و تسهیلگران شکل گرفت.
ضرورت حفظ ارتباط در شرایط جنگی؛ فراتر از تدریس
در روزهای بحران و جنگ، نیازهای پایه انسان مانند امنیت جسمی و روانی در اولویت قرار میگیرد. در چنین اتمسفری، صحبت از «آموزش در شرایط بحران» صرفاً به معنای تدریس ریاضی یا علوم نیست، بلکه به معنای پایش سلامت روان و ایجاد یک لنگرگاه امن احساسی برای کودکان است. پروژه «معلمی در بحران» با درک این ظرافت، اهداف راهبردی مشخصی را برای خود تعریف کرد:
- برقراری ارتباط و پایش سلامت روانی: نخستین هدف، پرسش از احوال معلمان، بررسی دغدغههای شخصی و حرفهای آنها و حفظ ارتباط شبکهای بود.
- رصد وضعیت کودکان: خبر گرفتن غیرمستقیم از حال و روز و میزان اضطراب دانشآموزان از طریق آموزگارانشان.
- امکانسنجی ادامه آموزشها: بررسی ظرفیتهای موجود برای اجرای طرحهایی جهت حفظ ارتباط با کودکان در شرایط جنگی.
- نیازسنجی آموزشی: شناسایی اولویتهای آموزشی و نیازهای معلمان برای برنامهریزیهای آتی مدرسه الفب پس از فروکش کردن بحران.
اهمیت این اهداف در این است که نشان میدهد ارتباط انسانی و عاطفی معلم با دانشآموز، میتواند سپر بلایی در برابر ترومای ناشی از شنیدن صدای انفجار و آژیر خطر باشد.
مراحل اجرایی پروژه معلمی در بحران؛ از ایده تا عمل
برای پاسخ به این بحران ناگهانی در جریان آموزش، تیم توسعه و آموزش الفب وارد عمل شد. فرآیند اجرایی این پروژه شامل مراحل ساختاریافتهای بود که امکان پایش دقیق وضعیت را فراهم میکرد:
- بارش فکری و انتخاب ایده: در ابتدا یک جلسه بارش فکری با تسهیلگران داوطلب برگزار شد که خروجی آن پیشنهاد بیش از ۵۰ ایده اولیه برای فعالیت در روزهای جنگ بود. از این میان، ۴ ایده محوری برای اجرا در کلاسها انتخاب و به معلمان پیشنهاد شد.
فراخوان و مشارکت تسهیلگران: با تکتک تسهیلگران تماس گرفته شد. از مجموع ۲۷ تسهیلگر فعال، با در نظر گرفتن شرایط دشوار روانی و محیطی، نهایتاً ۲۲ نفر از آنها برای همراهی در این شرایط بحرانی اعلام آمادگی کردند.
شبکهسازی و مستندسازی: تسهیلگران با معلمان کلاسهای خود تماس گرفتند (عمدتاً تماس تلفنی یا پیام در پلتفرم بله). اطلاعات بهدستآمده در فایلهای اکسل استاندارد ثبت شد و بالغ بر ۳۰۰ فعالیت دانشآموزی در قالب عکس، ویدئو و نقاشی جمعآوری گردید.
در سطح کلان، آمارها نشاندهنده دامنه اثرگذاری قابلتوجه این شبکهسازی است. در این طرح با بیش از ۳۰۰ آموزگار تماس برقرار شد و تخمین زده میشود که این معلمان با احتساب میانگین دانشآموزانشان، جمعیتی بالغ بر ۹۶۰۰ دانشآموز ذینفع را پوشش دادهاند.
ایدههای منتخب برای تعامل؛ هنر، روایت و امید
چهار ایدهای که برای ارتباط با دانشآموزان در نظر گرفته شد، همگی بر محور برونریزی احساسات، اتصال به ریشهها و بازیابی امید طراحی شده بودند:
- هزار تن و یک وطن: این ایده شامل مصاحبه دانشآموزان با بستگان و پدربزرگها درباره تجربیات آنها در جنگ هشتساله با عراق بود. این کار به کودکان کمک میکرد تا درک کنند بحرانها گذرا هستند و تابآوری نسلهای گذشته را به چشم ببینند.
- هر روز یک کار خوب تا بهار: تشویق کودکان به تمرکز بر دلخوشیهای کوچک، مانند دانه دادن به پرندگان یا آب دادن به گلدانها، تا چرخه زندگی و امید در ذهن آنها زنده بماند.
- نقاشی با موضوع حال و هوا: ابزاری قدرتمند برای برونریزی احساسات از طریق هنر و تصویرگری، که به کودکان اجازه میداد ترسها و امیدهای خود (از کشیدن موشکها تا رنگینکمان و صلح) را روی کاغذ بیاورند.
- بیستهزار آرزو: تصویرسازی جهانی بدون جنگ و سرشار از صلح؛ فضایی که در آن کودکان بتوانند فراتر از واقعیت تلخ موجود، به آیندهای روشن بیندیشند.
این فعالیتها نشان داد که آموزش در بحران، نیازمند انعطافپذیری و گذار از کتاب درسی به سمت «مهارتهای تابآوری» است.
چالشهای ارتباطی و واقعیتهای میدان جنگ
پروژه «معلمی در بحران» با وجود دستاوردهای ارزشمند، مسیر همواری نداشت و با چالشهای جدی ناشی از زیرساختها و شرایط روانی مواجه بود:
ناپایداری و قطع اینترنت: در زمان جنگ، زیرساختهای ارتباطی به شدت آسیب میبینند. گزارشها حاکی از آن بود که ۱۶ مورد اختلال شدید اینترنت و ۸ مورد قطع کامل اینترنت وجود داشته است. حتی اینترانت داخلی نیز دچار مشکلاتی شده بود که ادامه فعالیتهای مجازی را با چالش مواجه میکرد.
آسیبپذیری تسهیلگران: یکی از یافتههای قابلتأمل این بود که تسهیلگران الفب (به دلیل موقعیت جغرافیایی یا شرایط روانی) بیش از خود معلمان در معرض آسیب و درگیری بودند که این مسئله میتوانست بر کیفیت پیشبرد فعالیتها اثر بگذارد.
تداخل برنامهها و موازیکاری: نهادهای عمومی مانند آموزش و پرورش نیز طرحهای مشابهی را ارائه کرده بودند. عمومی دیده شدن این پیشنهادها باعث کاهش انگیزه معلمان برای مشارکت مضاعف و گاه ارسال آثار تکراری صرفاً جهت مستندسازی شد. این تجربه نشان داد که الفب در آینده باید بر فعالیتهای تخصصی و متمایز خود تمرکز کند تا از تداخل با نهادهای عمومی پرهیز شود.
چالش ثبت دادهها: با وجود طراحی فرمهای دقیق، نیمی از تسهیلگران فرمها را تکمیل نکردند که لزوم بازنگری در سیستم گزارشدهی و تاکید بر تعهد به ثبت دادههای کیفی را روشن ساخت.
نیازسنجی آموزشی؛ معلمان در زمان بحران چه میخواهند؟
یکی از مهمترین دستاوردهای تحلیل دادههای کیفی این پروژه، شناسایی نیازهای واقعی معلمان در کف میدان بود. پاسخهای پرتکرار آموزگاران به دو محور اساسی تقسیم میشد:
- آموزش و محتوای مجازی: معلمان نیاز مبرمی به یادگیری روشهای نوین تدریس آنلاین و آفلاین و همچنین دسترسی به محتوای استاندارد و باکیفیت برای جایگزینی آموزش حضوری داشتند.
- مدیریت اضطراب و تروما: یکی از بزرگترین دغدغههای آموزگاران، یافتن راهکارهای عملی برای گفتوگو با دانشآموزان درباره جنگ و کاهش صدمات و آسیبهای روحی ناشی از آن بود. این نیاز نشاندهنده خلأ جدی در دورههای تربیت معلم پیرامون موضوع «مداخله در بحران» است.
نتیجهگیری؛ مشق امید در روزهای سخت
گزارش پروژه «معلمی در بحران» که در اسفند ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵ اجرا شد ، سندی ارزشمند از تلاش جامعه آموزشی برای زنده نگه داشتن کورسوی امید است. این طرح به روشنی ثابت کرد که مهمترین دستاورد در شرایط جنگ، نه لزوماً تولید محتوای درسی جدید، بلکه «حفظ ارتباط انسانی» با تسهیلگران و معلمان است.
آموزههای این بحران برای آینده نهادهایی چون مدرسه معلمی الفب روشن است: باید فهرستی از فعالیتهای بحران را در زمانهای عادی و صلح آماده کرد تا آمادگی پیشینی برای واکنش سریع وجود داشته باشد. همچنین، بررسی عمیقتر میزان یادگیری و اثربخشی این فعالیتها برای کودکان، باید فراتر از مستندسازیهای سطحی مورد توجه قرار گیرد.
در نهایت، آموزگارانی که زیر سایه موشکها و قطعی اینترنت تلاش کردند تا با یک تماس تلفنی یا درخواست یک نقاشی ساده، لبخند را به لبان دانشآموزانشان بازگردانند، قهرمانان خاموش این بحران بودند. امید است با توانافزایی مستمر آموزگاران ایرانزمین، در آیندهای روشنتر شاهد زیستن قصههای تازهای باشیم که در آن هیچ کودکی، دلهره جنگ را در مسیر مدرسه تجربه نکند.
در ادامه میتوانید گزارش ویدئویی کوتاه این طرح را مشاهده بفرمایید.